تهدیدت نمیکنم چون به مرگ ارشم دیگه باز گشت به کار خانه زدم و هیچی رو گوشیم ندارم دیگه انگار همین الان خریدمش
خودکشی دیگه نمیخوام چون مثل سگ پشیمونم خدا ی نعمتی به اسم پر اورده توزندگیم همیشه ارزوم داشتم منم عشق داشته باشم امشب که غریبی احساسمه فقط به خودم میگم چه مرگت بود رضا چرا اینجور میکنی باهاش مگر ارزوت همین نبود خب خدا داد درس ازش استفاده کن
بابت دروغام ببخشم منم از ته ته ته دلم بخشیدمت
حالام هرموقع که تو بگی میخرمو بر میگردم
کاشکی پیشم امشب بودی حالم افتضاحه عاشقتم درسش میکنم مثل ی مرد
منم خسته شدم تنها کسی که بعد داداشم باهاش تو همه شرایط احساس ارامش کردم مرگ رضا خودتی مامانمم نیس نگینم نیس از شب اول این حسو پیدا کردم بهت
مجون منم گریه نکن دیگه پر من چشماش خیس شه رضا دنیا رو اتیش میزنه
ما را در سایت -*- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 173